|
نگاه آخر
|
گریه های بی غروبم را ببین
شانه هایم زیر بار غم شكست
شاخه های سبز امیدم شكست
عشق ما در شیشه فرهاد بود
عشق شیرین ریشه اش در باد بود
هیچ كس حرف صداقت را نزد
هیچ كس دل را بر این دریا نزد
یك نفر امروز در چشمم شكست
یك نفر بار سفربست و گسست
یك نفر با خاطراتم دور شد
یك نفر با قصه ها محشور شد